ماجرای استیضاح آقای کردان را می شه یک حرکت ارزنده دانست که البته به جای قطع ریشه به شاخه زده است .
من احساس می کنم که آقای کردان به نوعی بدل به سیبل شدند و در حقیقت آتشی که دیگران بر افروختند دامن ایشان را گرفت .
به نظر من مشکل اصلی ما آقای کردان یا مدرک بی اصل و نسب ایشان یا دروغ گویی ایشون نیست . اگر چه مواردی که مورد اعتراض قرار گرفت به نوبه خود مسائل مهمی هستند که حتی قابلیت پیگری قضایی دارد اما اصل مشکل چیز دیگریست .
برخی فکر می کنند آقای رئیس جمهور که چنین کسی را معرفی کرده مقصر اصلی است اما من باز هم فکر می کنم مشکل ما حتی آقای رئیس جمهور هم نیست .
مشکل اساسی ما اندیشه ای است که با نام ارزشهای دینی عقلانیت و اقتضائات آن را نفی می کند ، هر حرکت حساب شده ای را حمل بر غرب زدگی می کند و حرکتهای غیر کارشناسی و شتاب زده را مصداق روش انقلابی و بسیجی می داند .این تفکر که فارغ از عقلانیت ، خویش را متکی به باورهای دینی و مؤید به نصرت آسمانی می پندارد هم در میان حوزویان و هم در میان غیر حوزویان البته طرفدارانی دارد .سطحی اندیشی و بی انعطاف بودن را می توان از دیگر شاخصه های چنین اندیشه ای دانست .
از دیگر شاخصه های این اندیشه اتخاذ روند حذف و ایراد اتهام های مختلف به کسانی که به نوعی با آنها مخالفت کنند . نیز می توان عوام گرایی را که به جای مردم گرایی به خورد خلق الله می دهند از دیگر ویژگی های آنان دانست .
این اندیشه با خلط دو حوزه امر الله ( کارهایی که به فعل خداوند بازگشت می کند مانند ولایت که رأی مردم در این حوزه مقبولیت آور است نه مشروعیت آور ) و امر الناس ( اموری که تصمیم گیری در مورد آنها به مردم ارتباط داشته و از نظر شرعی حوزه مباحات به شمار می رود) بر این باورند که مردم در هیچ شأنی از شئون حکومت اسلامی هیچ نقش فعّالی ندارند و تنها مکلف هستند که بپذیرند و بیعت کنند و رأی مردم به خودی خود فاقد هر گونه ارزش و اعتبار است .به همین دلیل هم همان اشتباهی که برخی سکولارها در تفکیک بین جمهوریت و اسلامیت کرده و به بهانه دفاع از جمهوریت ، اسلامیت را در تعارض با آن معرفی کردند ، به شکل دیگری مرتکب شدند و آن این بود که این بار به بهانه دفاع از اسلامیت جمهوریت را مظهر کثرت گرایی و در مقابل اندیشه توحیدی و وحدت گرای اسلامی تلقی و به اعتبارش خدشه کرده و آن را اندیشه ای مشرکانه دانستند .
اگر بخواهیم درباره این اندیشه به تفصیل حرف بزنیم مجال مفصلی می خواهد ، فقط خواستم همین قدر گفته باشم که مشگل را در آقای کردان یا آقای رئیس جمهور نبینیم ، ریشه مشکل را بشناسیم و سعی کنیم تا با بازگشت به اندیشهای روشن امام راحل و سپردن کار به دست آنانی که نسبت به دیگران بیشتر به جمهوری اسلامی ، قانون اساسی و آموزه های اساسی امام راحل معتقدند و این اعتقاد را نه در شعار و نه به صورت انتخابی و گزینشی که به شکلی جامع و منطبق بر شرایط امروز نظام مقدس مان به عمل در آورده اند جلوی تکرار تجربه ای مشابه را در آینده بگیریم .
به قول حضرت استاد علامه آیت الله جوادی آملی ( روحی فداه ) در انتخابات آینده کسی را انتخاب کنیم که یار رهبر معظم انقلاب باشد نه بار او . کسی که لازم نباشد برای هر کاری از حیثیت رهبری مایه بگذارد و رهبری معظم انقلاب را برای رفع و رجوع کردن خطاهایش به زحمت بیاندازد .



